خرید بک لینک
و تو هر جا و هر کجای جهان که باشی باز به رویاهای من بازخواهی گشت تو مرا ربوده٬ مرا کشته مرا به خاکستر خواب ها نشانده ای هم از این روست که هر شب تا سپیده دم بیدارم عشق همین است در سرزمین من من کشنده ی خواب های خویش را دوست می دارم! "سید علی صالحی"

برچسب: باز,رویاهای,بازخواهی,گشت, نویسنده: نگار افشاری تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 13:34

ای راحت روانم ، دور از تو نا توانم باری ،بیا ، که جانم در پای تو فشانم گیرم که من نگویم ،لطف تو خود نگوید: کین خسته چند نالد هر شب بر آستانم؟ ای بخت خفته ،برخیز، تا حال من ببینی وی عمر رفته ،باز آی،تابشنوی فغانم ای دوست ،گاه گاهی می کن بمن نگاهی آخر چو چشم مستت من نیز ناتوانم بر من همای وصلت سایه از آن نیفگند کز محنت فراقت پوسید استخوانم این طرفه تر که:دایـم تو با منی و من باز چون سایه در پی تو گرد جهان روانم کس دید تشنه ای را غرقه در آب حیوان جانش بلب رسیده از تشنگی؟ من آنم خواهم که یک زمان من با تو دمی بر آرم از بخت بد عراقی آن هم نمی توانم "فخرالدین عراقی"

برچسب: راحت,روانم,دور,توانم, نویسنده: نگار افشاری تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 13:34

جای من خالی است جای من در عشق جای من در لحظه های بی دریغ اولین دیدار جای من در شوق تابستانی آن چشم جای من در طعم لبخندی که از دریا سخن می گفت جای من در گرمی دستی که با خورشید نسبت داشت جای من خالی است من کجا گم کرده ام آهنگ باران را!؟ من کجا از مهربانی چشم پوشیدم!؟... "محمدرضا عبدالملکیان"

برچسب: جای,خالی,است, نویسنده: نگار افشاری تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 13:34

تنهاترین بهانه ی دنیای من تویی در رو بروی آینه زیبای من تویی وقتی که از تمام جهان خسته می شوم آغوش دلنشین و پذیرای من تویی با بوی سیب خنده ی تو زنده می شوم تو یوسف مؤنث و عیسای من تویی ! وقتی به شام آخر خود فکر می کنم احساس می کنم که یهودای من تویی! بر لوح سرنوشت من امضای چشم توست مُهر نماز و خ

برچسب: امضای, نویسنده: نگار افشاری تاريخ: چهارشنبه 25 مرداد 1396 ساعت: 16:53

به انتظار نشستم بهار آمدنت را نسیم با خودش آورده بوی پیرهنت را چه اتفاق قشنگی است لحظه لحظه شماری به شوق آنکه ببویم دوباره عطر تنت را چه اتفاق عزیزی که بی بهانه و عذری برای بودن با من رها کنی وطنت را بیا بیا که ببارم به پات بوسه و باران بیا که پر کنم از نقل و از عسل دهنت را نلرز در شب بوران ، د

برچسب: انتظار,نشستم,بهار,آمدنت, نویسنده: نگار افشاری تاريخ: چهارشنبه 25 مرداد 1396 ساعت: 16:53

دلتنگ طلوع توام ای صبح دل انگیز ای چشم غزلخوان غزلجوش غزلخیز ای باغ معطر شده از نسترن و ناز ای حسرت جاوید من ای غبطه برانگیز با یاد تماشای تو هر شام و سحرگاه با بغض گلاویزم و از خاطره لبریز بدنامی و آوارگی و تنگدلی هیچ این عشق دریده است به من جامه پرهیز تا مرز جنون برده دلم را به خیالی آو

برچسب: دلتنگ,طلوع,توام,انگیز, نویسنده: نگار افشاری تاريخ: چهارشنبه 25 مرداد 1396 ساعت: 16:53

تعبیر خوابهای منی باران حالا که بی مضایقه می باری بر این کویر تشنه تفتیده از لابلای صاعقه می باری همرنگ خوابهای منی باران ترکیب سبز و صورتی و آبی آغاز جشنواره شادابی پایان بی قراری و بی تابی در روزهای روشن فروردین با دسته های چلچله برگشتی رویای من دوباره محقق شد از مرزهای فاصله برگشتی هر چند دور و

برچسب: تعبیر,خوابهای,باران, نویسنده: نگار افشاری تاريخ: چهارشنبه 25 مرداد 1396 ساعت: 16:53

از سر عادت نیست که وقتی می روی تا دم در همراهی ات می کنم و بعد تا آخرین چشم انداز تا جایی که سر می چرخانی لبخند می زنی مبهوت رفتنت می شوم باز آخر چیزی از دلم کنده می شود که می خواهم با چشمهام نگهش دارم لعنت به رفتنت که قشنگ می روی از سر عادت نیست که هیچوقت باهات خداحافظی نمی کنم، عشق من! رفتن

برچسب: دوست,داشتن, نویسنده: نگار افشاری تاريخ: چهارشنبه 25 مرداد 1396 ساعت: 16:53

تو را از شاخه میچینم که برایم گنجشک باشی، این روزهای سکوت و وحشت را پُر از آوازِ رفتن کنی. تو را از شاخه میچینم که برایم خورشید باشی، این نگاههای سرد و خالی را پُر از گرمای دوست داشتن کنی. تو را از شاخه میچینم در دلم میکارم: گنجشکی که همیشه میخواند. خورشیدی که همیشه میتابد. "رضا کاظمی"

برچسب: نویسنده: نگار افشاری تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 12:00

تو نیستی، اما وقتی به تو فکر میکنم صدای آب را در رگهای خاک میشنوم. گلسرخِ حیاط در آینهی نگاهم زود به زود میشکفد و آسمان پُر از پروانه و بادبادک میشود. تو نیستی، اما وقتی به تو فکر میکنم دریا نزدیکتر میآید ابرهای سیاه دور میشوند و باران هر وقت بگویم میبارد. تو نیستی، اما وقتی به تو فک

برچسب: نویسنده: نگار افشاری تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 12:00

می خواهم با کسی بروم که من دوستش می دارم نمی خواهم هزینه ی این همراه شدن را حساب و کتاب کنم یا اینکه به خوبی و بدی اش فکر کنم حتی نمی خواهم بدانم دوستم دارد یا نه فقط می خواهم با آن کسی بروم که دوستش دارم برتولت برشت

برچسب: نویسنده: نگار افشاری تاريخ: يکشنبه 15 مرداد 1396 ساعت: 21:18

اگر که نتوانتم تو را تا ابد ببینم بدان که همواره تو همراه من خواهی بود از درون و از برون همراه من خواهی بود بر نوک انگشتانم بر تیغه های ذهنم و در میانه ها در میانه های آنچه که هستم از آنچه که از من باقی خواهد ماند "چارلز بوکوفسکی"

برچسب: نویسنده: نگار افشاری تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1396 ساعت: 23:47

تو را باید کمی بیشتر دوست داشت کمی بیشتر از یک همراه کمی بیشتر از یک همسفر کمی بیشتر از یک آشنای ناشناس! تو را باید... اندازه تمام دلشوره هایت اندازه اعتماد کردنت تو را باید با تمام حرف هایی که در چشمانت موج میزند با تمام رازهایی که در سینه داری دوست داشت تو را باید همانند یک هوای ابری یک شب ب

برچسب: نویسنده: نگار افشاری تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1396 ساعت: 23:47

کاش پرنده ای بودم و فضای بین شاخ و برگ ها مال من بود و آبی آسمان در ته چشم هایم می رقصید و باد از سنگینی تن من می کاست کاش پرنده ای بودم و شاخ و برگ درختان مرا از زمین جدا میکرد "بیژن جلالی"

برچسب: نویسنده: نگار افشاری تاريخ: پنجشنبه 5 مرداد 1396 ساعت: 9:37

صفحه بندی